تبليغاتX
حرف دل

الهی لبنان را بر اسرائیل و فلسطین را بر صهیونیسم و نرگس را بر شوکت پیروز بفرما!!

یه اصفهانی با برق خونه همسایشون خودکشی میکنه

 

سال دوهزار و پنجاه ...بيست نهمين دوره جام جهاني ... ميزبان بازي ها افغانستان .... گزارشگر نوه عادل فردوسي پور ... توپ پس از برخورد به مجسمه علي دايي به بيرون رفت ... چه ميکنههههههههه

 

تركه ميره بانك از حساب خودش چك ميكشه مسوول بانك ميگه پول تو حساب نداري.تركه عصباني ميشه چك و برگشت ميزنه..

نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر ..یادت نره!

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 6:27 توسط حسین | |

بگذار با چشمهاي تو ببينم....
بگذار در نگاه تو ذوب شوم
بگذار در زير باران شانه به شانه ات قدم زنم و تو برايم از ارزوهايت ترانه بسرايي .....
بگذار به قداست عشقمان كوچك شوم وقتي با تو به پرواز شاپركهاي كنار بركه ميخندم.....
بگذار شبها رو به ستاره ها خاطرات شيرينمان را شماره كنيم
بگذار هميشه در ذهنم مثل نگاه اول مهربان و پاك باشي
بگذار نامم چون شاه كليدي بر درگاه قلبت هميشكي باشد ...
بگذار نگاهمان نه به هوس كه به عشق ...آنهم عشقي اسماني در هم گره خورد
بگذار دلم براي تو باشد
بگذار دلت ...حالم را بپرسد
بگذار قلبم براي تو بتپد.....
بگذار آرزوهايم با تو باشد ...براي تو.....به خاطر تو.
بگذار خيال كنم "دوستم داري " و از اين خيال شبها تا سپيدي روز با ستاره ها باشم.......

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 4:38 توسط حسین | |

بــــه نــــــــام خـــــــــــدا

عشق يعني ...
عشق يعني لذت يك آرزو ، عشق يعني يك بلاي ماندگار ، عشق يعني هديه اي از آسمان ، عشق يعني يك صفاي سازگار ، عشق يعني با وجود زندگي دور از آداب مردم زيستن ، عشق يعني لحظه اي خنديدن و سال ها اشك ندامت ريختن ، عشق يعني زنگ تكرار نگاه ، عشق يعني لحظه اي زيبا شدن ، عشق يعني قطره بودن سوختن ، عشق يعني راهي دريا شدن .

مناجات خواجه نصیرالدین دانشجو ...
سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد بي پولي... هر ترمي که آغاز مي شود ، موجب پرداخت زر است و چون به پايان مي رسد سب ضرر! پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب...!! از جيب و جان که بر آيد کز عهده ي خرجش به در آيد! ابر و باد و مه و خورشيد و فلک در کارند تا تو مدرک به کف آري و به کارش نبري همه مانند تو سرگشته و بيکار و غمين .

اگه از یاد تو رفتم ...
اگه از یاد تو رفتم اگه رفتی تو زدستم اگه یاد دیگرونی ...من هنوز عاشقت هستم با وجود اینکه گفتی ...دیگه قهری تا قیامت با تموم سادگی هام گفتم اما.... به سلامت شاید این خوابه که دیدم ...هر چه حرف از تو شنیدم قلب ناباور من گفت من به عشقم....نرسیدم! پیش از این نگفته بودی ... غیر من کسی رو داری توی گریه توی شادی ….سر رو شونه هاش بذاری تو رو می بخشم و هرگز دیگه یادت نمی افتم.... برو زیبای عزیزم ... تو گرونی ... من چه مفتم

یک عشق  ...
یک عشق عروج است و رسیدن به کمال ، یک عشق غوغای درون است و تمنای وصال ، یک عشق سکوت است و سخن گفتن چشم ، یک عشق خیال است و....خیال است و....خیال

دو خط موازي فقط هم مسيرند ...
قرار است امشب دو ماهي بميرند که ديگر سراغي ز دريا نگيرند قرار است چشمان ما بسته گردند اگر چه پر از آرزوهاي پيرند و بوي جهنم که آيد از اين شهر و مردان اينجا چه نا سر به زيرند تمام فصولي که مي آيد امسال بدون شک از ابتدا سردسيرند بعيد است امسال دستان سردم بدون بهار شما جان بگيرند و يک سال ديگر گذشت و نفسهام از اين لحظه هاي پر از غصه سيرند شب سرد و بي انتهاي زمستان قدمها مردد ولي ناگزيرند دو خط موازي رسيدن ندارند دو خط موازي فقط هم مسيرند .

منبع : www.2pak.ir

+ نوشته شده در جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 3:28 توسط حسین | |

با حضور مدير کل فرهنگ و ارشاد و معاون دادستان قم صبح امروز چهارشنبه در قم ده ها هزار سي دي، فيلم، نوار و عکس مبتذل معدوم شد.

برای دیدن عکسها اینجا کلیک کنید.

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 2:18 توسط حسین | |
 

عکسهای زیبا و جالب و خنده دار در ....

 

اینجا کلیک کن بخند!!!!

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 4:22 توسط حسین | |
 

نامه های عاشقونه!!! 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 2:22 توسط حسین | |
لب لب تشنه من

                        دل دل خسته من

                                                هنوز در انتظار

                                                                  قلب شکسته من

+ نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 1:23 توسط حسین | |

 يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش!!!!!!!

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 2:39 توسط حسین | |
 

کلیک کن حال کن.

 

+ نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 4:37 توسط حسین | |
برره ای ها هم فهمیدن علی دایی هیچی نوفهمه
+ نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 4:18 توسط حسین | |
اینجا کلیک کن.

 

+ نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 4:11 توسط حسین | |
منوي اصلي
آرشيو مطالب
پيوندها
::...:...::

آمار وبلاگ
طراح قالب